تبليغاتX
پایانه های فرسوده شعـور


پایانه های فرسوده شعـور

...بیان اندیشه های فلسفی،سیاسی،مذهبی،هنری،اجتماعی،ادبی و

 

پست مدرنيسم(postmodernism)دوران بعد از مدرنيسم.پسامدرن.پسا نو گرايي

پست مدرنيسم را هنوز جامع و قاطع نميتوان تعريف کرد.چرا که هنوز با خود در جدال است.و به همين علت تعريف هاي ارائه شده از آن گاه همراه تناقض است.
بيشترين تاثير پست مدرنيسم در ابعاد هنري بر روي رمان است.
عده اي پست مدرن را ادامه ي مدرنيسم ميدانند و عده اي ديگر مخالف آن.
نيچه در ظهور پست مدرنيسم نقش موثري دارد و فيلسوف مورد علاقه ي پست مدرن هاست.
پست مدرنيسم مخالف ايده آليسم است و به معنا و ارزش نهايي اعتقاد ندارد.
"هايدگر" ميگويد: ما محصور در زبان هستيم و زبان نميتواند بر واقعيت خارج دلالت کند.اگر واقعيت را داده اي خارج از زبان بدانيم راهي براي شناخت آن نخواهيم داشت.واقعيت تنها واژه اي است درون زباني که توانايي خارج از محدوده زبان را ندارد.
ظاهرا مفهوم پست مدرنيسم را اولين بار نويسنده اسپانيايي "فردريکو وي اوينس"در سال ۱۹۳۴در اثر خود به نام "گزيده شعر اسپانيولي" به کار برده.
اصطلاح پست مدرنيسم از سال هاي ۱۹۵۰در امريکا و کشور هاي اروپايي به کار گرفته شد .در پايان دهه ۱۹۶۰به عنوان جنبشي فرهنگي و هنري شناخته شد و از دهه ۱۹۸۰گسترش يافت.
"ديويد لاج" منتقد امريکايي مختصات رمان پسامدرنيسم را در کتاب "نظريه رمان"ترجمه حسن پاينده به اينگونه آورده:
(براي اختصار از توضيحاتش صرف نظر ميکنم و به شمردن مواردش اکتفا ميکنم)

۱-عدم قطعيت
۲-تناقض
۳-جابجايي
۴-عدم انجام
۵-دوري از قاعده
۶-زياده روي
۷-اتصال کوتاه
از هنرمندان پست مدرن مي توان به: ساموئل بکت(که من ديوونه ي نوشته هاشم)جان فاولز،فيليپ لارکين،جان آزبرن،تام استوارد و... اشاره کرد.

                                        ******************************

قول داده بودم از پست مدرنیسم بنویسم.الوعده وفا.
در آخر بگم اين مطلب گرچه برای آگاهی مختصر و به خاطر کسل نشدن شما خيلي خلاصه گفته شد اما  اميدوارم براي شما، خاصه دوستايي که طرفدار ادبيات هستن مفيد واقع بشه و اگر کوتاه و اجمالی بود رسما عذر میخوام(هرکی شاکی بشه اینبار یه مقاله ۵۰۰ صفحه ای مینویسم.از ما گفتن بود!)
مطلب بالا رو از کتاب "فرهنگ تفسيري ايسم ها" از محمد حاجي زاده و اطلاعات شخصیم انتخاب کردم.


احتمالا چند روزي نباشم چون امتحانا شروع شده.۴تا درس رو توي ۴ روز بايد امتحان بدم:جرم شناسي-آيين دادرسي کيفري-قوائد فقه و بزهکاري اطفال.(متاسفم براي بچه هايي که به راه هایی کشيده ميشن که بزهکار شناخته شن.از ماست که بر ماست!)

اگر کسی مکتب ادبی-فلسفی-سیاسی و یا هنری خاصی مد نظرشه بهم اطلاع بده تا در موردش بنویسم.

شهریور زیبایی داشته باشین

نوشته شده در یکشنبه 1388/06/08ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط سعید| |

 

سلام

اول بگم که قول میدم از این به بعد زودتر بیام.یه سری مشکلات باعث شد تو کارم وقفه بیفته.

وعده داده بودم از "پست مدرن" بنویسم.اما این مدت مسایل زیاد و مهمتری پیش اومد که اگه وارد جزئیاتش بشم فکر نکنم مجال توضیح کامل داشته باشم.از اونجایی که سعی من اینه که با کلیات به مسایل بپردازم پس تو یه مطلب به عنوان "حرف دل" بصورت کلی و البته ساده مینویسم.

اتفاقایی افتاد که بار ها در موردش بحث شد و افراد صلاحیت دار تری در موردش نوشتن.پس تکرار مکررات جایز نیست.

خیلی ساده شروع میکنم.یادمه از دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان و الانشم تو یه سری درسای عمومی دانشگاه کتابی هست به عنوان تاریخ.

و از همون اول کتاب تا آخرش عادلانه و یا نا عادلانه گذشتگان و مخصوصا بزرگان رو معرفی میکنن.

کسایی که یه زمانی عرش بودن و دیر یا زود به فرش اومدن.و جالب اینجاست تو این کتابا همه با چهره ای زشت معرفی میشن تا درسای آخر کتاب که میرسه به همین نزدیکیای خودمون و همه چیز عالی میشه.و ما میشیم بهترین.دریغ اینکه به این فکر کنیم که زمانی خواهد رسید که تاریخ خود ما رو هم رو کفه ی ترازو میذاره...

کاری به کسی ندارم.فقط این رو میگم که ما عمر زیادی نداریم.نباید خیلی با خیال راحت به خودمون بنازیم و خودمون رو از همه آدما و از همه دوران بهتر ببینیم...کودکان آینده تو کتاب های تاریخ در مورد ما خواهند خواند....

بی مناسبت نیست که شعر "سيف الدين محمد فرقانی" رو براتون بذارم.کسی به دل نگیره.مخاطب اولش خود منم....

 

 

هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد               هم رونق زمان شما نيز بگذرد.

اين بوم محنت از پی آن تا کند خراب            بر دولت آشيان شما نيز بگذرد.

باد خزان نکبت ايام ناگهان                        بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد.

آب اجل - که هست گلوگير خاص و عام -     بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد.

ای تيغ تان چو نيزه برای ستم دراز!            اين تيزی ی سنان شما نيز بگذرد.

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد           بيداد ظالمان شما نيز بگذرد.

در مملکت، چو غرش شيران گذشت و رفت   اين عوعوی سگان شما نيز بگذرد.

آن کس که اسپ داشت، غبارش فرو نشست    گرد سم خران شما نيز بگذرد.

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت          هم بر چراغدان شما نيز بگذرد.

زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت            ناچار کاروان شما نيز بگذرد.

ای مفتخر به طالع مسعود خويشتن!               تاثير اختران شما نيز بگذرد.

اين نوبت از کسان به شما ناکسان رسيد          نوبت ز ناکسان شما نيز بگذرد.

بيش از دو روز نبود از آن دگر کسان             بعد از دو روز از آن شما نيز بگذرد.

بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم                   تا سختی ی کمان شما نيز بگذرد.

در باغ دولت دگران بود مدتی                       اين گل؛ ز گلستان شما نيز بگذرد.

آبی ست ايستاده در اين خانه مال و جاه           اين آفتاب ناروان شما نيز بگذرد.

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طمع!          اين گرگی ی شبان شما نيز بگذرد.

پيل فنا - که شاه بقا مات حکم اوست -            هم بر پياده گان شما نيز بگذرد.

ای دوست! خواهم که به نيکی دعای سيف        يک روز بر زبان شما نيز بگذرد.

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/05ساعت 0:40 قبل از ظهر توسط سعید| |

 

یکی میگه زندگی مانند سیبی است.گاز باید زد با پوست

اون یکی میگه زندگی روز به روز داره رنگ میبازه.

یکی دیگه میگه تعریف زندگی بستگی به دید آدما داره.

خیلی تو فکر این بودم که اولین مطلبی که کارم رو باهاش شروع میکنم چی باشه

از فلسفه شروع کنم یا سیاست؟هنر یا ادبیات؟پی گزینه ای بودم که دربرگیرنده تمام این مسائل باشه.

زندگی!

پدیده ی رمز آلودی که نمیشه به درستی ازش تعریف واحدی بدست آورد

راستی نظر شما چیه؟حقیقت زندگی مطلقه یا نسبی؟دیدگاه شما در مورد زندگی چیه؟

من از خودم شروع میکنم.به نظرم دردآور ترین قسمت زندگی اینه که میگن هر طور نگاش کنی همونطوریه

این همون چیزیه که عملا حفیفت رو رد میکنه.به همین دلیله که من با قانون جذب مخالفم.چون ما رو مستقیما به یه مسیر غیر واقعی میکشونه.

اگه زندگی با دید هر کس فرق کنه پس حقیقت چی میشه؟یعنی ورای دنیا هیچی نیست؟

برای چند لحظه تصور کنید هیچ رابطه و قانون علمی وجود نداره.منظورم همون روابطیه که خودمون تعریفش کردیم.چی پیش میاد؟

آیا اصولا حقیقت ثابتی وجود داره؟

اینجانب به نسبیت اعتقاد نسبی شدید دارم.به این خاطر نمیگم مطلق چون اگه بگم مطلق حرف خودم مبنی بر نسبی بودن رو نقض میکنم.

پس ازتون میخوام که ایده های خودتون رو با من در میان بذارین.خلاصه ی نظراتتون رو توی همین پست میذارم تا بقیه هم استفاده کنن.

در آخر هم یه نظر سنجی دارم.اینکه به نظر شما زبان نوشتاری وبلاگ رسمی باشه بهتره یا محاوره ای؟

 

"مطلب بعدی در مورد پست مدرنیسم خواهد بود"

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/07ساعت 1:3 قبل از ظهر توسط سعید| |

سلام به همه عزیزانی که از قبل همدیگه رو میشناسیم و بقیه کسایی که در آینده افتخار آشنایی باهاشون رو خواهم داشت.

بعد از یک وقفه 3 ساله دوباره روی به وبلاگ نویسی آوردم.دلیلشم فقط ایجاد یه حلقه اتصال بین یک سری افراد همفکره.

پس خلاصه بگم تو این وبلاگ سر و کار ما با ذهن آدماست و هدف اینه که در کنار هم مسایلی رو تحلیل کنیم.از فلسفه تا هنر.

بحث بر سر اندیشه های مذهبی و غیر مذهبی،تحلیل مکاتب سیاسی و ادبی ، تفسیر کتاب ها ، فیلم ها وحتی اشعار معنا گرا.

اینجا میتونیم مسایل سیاسی و اجتماعی ایران رو بدون هیچ وابستگی بیان کنیم.

و در مورد انسان های بزرگ حرف بزنیم و شخصیت و افکار و آثارشون رو معرفی کنیم.

پس از شما میخوام تو این راه به من کمک کنید.شاید بتونیم هر چند اندک اما تاثیراتی روی علاقه مندان بذاریم.ایده هاتون رو در جهت پیشرفت یک تریبون آزاد با من در میان بذارین.

"به امید روزی که شعور احیا شود..."

با سپاس-سعید

نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30ساعت 0:58 قبل از ظهر توسط سعید| |


Design By : Night Skin